چاپ

گفت‌و‌گو پاسارگاد با «فریدون میرشکاری» موسس اولین مدارس عشایری

سرنوشت عشایر

-  با طرح واگذاری زمین به فارغ‌التحصیلان بیکار سیستم زندگی عشایری به هم ‌ریخت

- سیرجان ایل‌شهر است چرا که اگر لیستی از ساکنان شهر سیرجان را در بیاورید، بالای 95 درصد این لیست فامیل‌های‌شان منطبق با فامیل‌های عشایر اطراف سیرجان است 

- نمی‌شود وزیری یا دولتمردی را که هیچ درک و دیدگاهی از زندگی عشایری ندارد، برای گرفتن بودجه و امکانات برای ساخت آبشخور در یک منطقه دورافتاده مجاب کرد

- سارا پورمختار

امروز زندگی عشایری در گیر‌ودار بودن یا نبودن قرار گرفته و هرساله جامعه عشایری کشور به دلیل عدم حمایت کافی از طرف دستگاه‌های ذی‌ربط شاهد کاهش جمعیت و مهاجرت به شهرهاست که این تغییر روند زندگی عاری از مشکل و هزینه نخواهد بود. در حالی باید نگران زوال این جامعه تولید‌کننده بود که برخی از عشایر پس از قرن‌ها، مغلوب مشکلات شده‌اند و به اسکان در شهرها و روستاها روی آورده‌اند اما برخی دیگر هنوز در مقابل مشکلات مقاومت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند نفس‌های آخر زندگی عشایری کوچنده قطع شود.

«فریدون میرشکاری سلیمانی» خود را عشایرزاده می‌نامد. او فارغ‌التحصیل رشته علوم اجتماعی گرایش برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی و موسس اولین مدارس عشایری به سبک جدید است. میرشکاری که در سال‌های 68 تا70 در دبیرخانه شورای عالی عشایر نهاد نخست‌وزیری مسئولیت طرح، برنامه و مطالعات سازمان را عهده‌دار بود در گفت‌وگویی کوتاه از مشکلات پیش روی این قشر می‌گوید.

- بر طبق مطالعات و طرح‌هایی که داشتید آینده زندگی عشایر چطور دیده شده بود؟

جامعه از بعد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی باید به سه جامعه مستقل شهری، روستایی و عشایری تقسیم شود. یک واقعیت انکار‌ناپذیری وجود دارد که جامعه عشایری به عنوان یک جامعه مستقل به رسمت شناخته نمی‌شد و تمام تلاش ما این بود تا به دولت و دولتمردان ثابت کنیم که جامعه عشایری یک جامعه مستقل با ویژگی‌های خاصی خودش است که باید ساز‌وکار، استراتژی و برنامه‌ریزی خاص برای مناطق عشایری داشته باشیم. متاسفانه هنوز هم بعضی از دولتمردان ما جامعه عشایری را در تعاریف خود به عنوان جامعه‌ای وابسته به جامعه روستایی می‌شناسند و این عدم شناخت‌ها باعث مهاجرت عشایر می‌شود.

- عوامل تاثیرگذار بر مهاجرت عشایر چیست؟

یک واقعیتی وجود دارد که جامعه به نفع جامعه شهری از بُعد تعداد جمعیتی پیش می‌رود. جدای از بحث نرخ رشد، عشایر و روستایی‌ها به منظور استفاده از امکانات، به شهرها مهاجرت می‌کنند. اگر امکانات به همان نسبت جامعه شهری برای جامعه عشایری و روستایی فراهم نشود، این قشر مهاجرت می‌کنند و مناطق حاشیه‌ای شهری را تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، عوامل دیگری برای فشار اقتصادی بر عشایر از جمله خشکسالی‌های پی‌در‌پی، فشار و هجوم شهرنشینان و روستاییان برای تخریب حوزه چرای دام عشایر و... دست به دست هم داده‌اند تا برای مهاجرت عشایر به شهر بهانه‌ای شوند.

- مهاجرت عشایر به شهرها چه تبعاتی برای جامعه دارد؟

جامعه عشایری به لحاظ اقتصادی جامعه کاملا تولیدی است. مهاجرت جامعه عشایری و روستایی به مناطق شهری از ابعاد مختلف به ضرر جامعه می‌زند. این قشر جامعه به لحاظ سطح سوادی که دارند، وقتی به جامعه شهری اضافه می‌شوند به عنوان انگل محسوب می‌شوند و حاشیه‌نشین می‌شوند که حاشیه‌نشینی مشکلات خاص خود را دارد. 

- در توضیح عوامل تاثیرگذار در مهاجرت عشایر از  فشار و هجوم شهرنشینان و روستاییان برای تخریب حوزه چرای دام عشایر یاد کردید، این تخریب به چه شکلی است؟

اِشغال زمین‌های عشایر سیستم عشایری به هم ‌ریخت. در سال‌هایی که در نهاد نخست‌وزیری مشغول بودم هیئت‌هایی به نام «واگذاری زمین» در کشور تشکیل شده بود. این هیئت‌ها با توجه به فشاری که فارغ‌التحصیلان بیکار جامعه شهری به استانداری‌ها و مراکز دولتی آورده بودند، مناطق مختلفی را که قابلیت کشت و آب زیرزمینی داشتند به آنها واگذار کردند. متاسفانه مناطق واگذار شده حوزه چرای دام عشایر بود. از آن بدتر شهرنشین‌های متمولی بودند که به بهانه آبادی زمین و کشاورزی، مجوز چند تلمبه آب را می‌گرفتند، 200 و 300 هکتار زمین از زمین‌های مناطق عشایری را در اختیارشان قرار می‌دادند. 

- در بین نسل عشایر امروزی زیاد دیده می‌شودکه بچه‌های‌شان حاضر نیستند عشایری را ادامه دهند و هر کاری در جامعه شهری را به عشایری ترجیح می‌دهند. از نظر شما دلیل چیست؟

یک‌جا‌نشینی مبنای مدنیت است از طرفی با پیشرفت تکنولوژی و امور رفاهی حق به جانب بچه عشایری است که بخواهد در شهر زندگی کند و با توجه به ضعف امکانات زندگی عشایری اگر به طرف زندگی شهری نیایند باید در عقل‌شان شک کرد.

- پس سرنوشت زندگی عشایری  و حفظ آن چه می‌شود؟

سوق جامعه عشایری و روستایی به سمت شهرنشینی اجتناب‌ناپذیر است. امروزه جاده‌ها آسفالت می‌شوند و وسایل ارتباطی مثل موبایل و اینترنت هم به ناچار در مناطق عشایری برده شده است  ولی آن توقعی که فرد از خود و بچه‌هایش دارد  در زندگی عشایری برآورده نمی‌شود و ترجیح می‌دهد حتی حاشیه‌نشینی کند و سختی را تحمل کند اما سرنوشتی که برای خودش در زندگی عشایری رقم خورده برای بچه‌هایش اتفاق نیفتد.

-  این اتفاق به دلیل توزیع ناعادلانه امکانات  رخ می‌دهد؟

این یک واقعیت تلخ است. 

- با این روند ما به روزی می‌رسیم که جامعه عشایری از بین می‌رود ؟

اجتناب‌ناپذیر است. سیستم کلی حرکت جامعه بشری به این سمت است. از طرفی طبیعت هم به این موضوع کمک کرده و با توجه به خشکسالی‌هایی که در ایران داریم و  مرتع چرایی که قبلا فراهم بوده و الان نیست، نسل عشایر کوچنده در حال از بین رفتن است. طبق طرحی که ما داشتیم استراتژی بر این بود که عشایر را به یک‌جانشینی تشویق کنیم. هر چند دولتمردان با این طرح مخالف بودند چرا که معتقد بودند اگر جامعه کوچنده و عشایری به سمت یک‌جا‌نشینی اجبار شوند تجربه تلخ تخته‌قاپوی رضا‌شاه تکرار  و واکنش‌های منفی ایجاد می‌شود. 

- شما موافق یک‌جا‌نشینی عشایر هستید؟

بله البته به این روش که در حوزه خود عشایر امکانات قرار بدهیم. موتور آب زده شود به همراه امکانات کشاورزی، البته کشاورزی مکمل دامداری مثل کشت علوفه و گندم و جو یونجه. 

- با این شرایط اقلیمی و کم‌آبی این استراتژی جواب می‌دهد؟

در هر منطقه عشایری که امکانات در اختیارشان قرار دادیم این شیوه جواب داده است و اگر عشایر کوچنده بخواهند بقا داشته باشند باید یک‌جا‌نشینی را برگزینند.

- یک‌جا‌نشینی را شرط بقای عشایر می‌دانید؟

عشایر امروز با قبل فرق دارد. همان‌گونه که جامعه شهری در حال پیشرفت است، عشایر هم به همین نسبت تغییر می‌کنند و به امکانات نیاز دارند. از طرفی طبیعت هم آنها را به یک‌جانشینی مجبور کرده است.

- یعنی اگر یک جا ساکن شوند امکانات بیشتری خواهند  داشت؟

طبیعتا بله! همین بحث آموزش را شما در نظر بگیرید، زمان ما وقتی محصل بودم ماشین نبود و مسیر300 کیلومتری بین ییلاق و قشلاق را با پای پیاده می‌رفتیم، گاهی زیر سایه درختی کلاس برگزار می‌شد اما الان بچه‌ها حتی حاضر نیستند در چادر درس بخواند. باید واقعیت‌ها را در نظر بگیریم. حتی اگر هم ناچار باشند تا مقطع دبستان امکانات آموزشی وجود دارد. از مقطع دبستان به بالا چکار کنند؟ مجبورند به مدارس شبانه‌روزی داخل شهر بروند.

- و بچه‌ای هم که برای رفتن به مدرسه در شهر زندگی کند  حاضر نیست به زندگی عشایری برگردد.

طبیعتا. تعدادی هم که برمی‌گردند امکان تحصیل در مقاطع دانشگاهی را نداشته‌اند. بچه‌های عشایری حتی اگر امکان ورود به مقطع کاردانی را داشته باشند، حاضر نیستند به زندگی عشایری برگردند و به هر طریقی برای خودشان در زندگی شهری کاری جفت و جور می‌کنند.

- با یک‌جانشینی عشایر نقش این قشر در جامعه کمرنگ‌تر می‌شود؟

در گذشته عشایر در بحث نظامی نقش مهمی داشتند و به نوعی عشایر محافظان مرزی ایران بودند اما الان با پیشرفت تکنولوژی هیچ توجیهی وجود ندارد که عشایر با تفنگ برنو از استقلال کشور دفاع کنند. هیچ مبنای عقلانی از دیدگاه‌های مختلف اقتصادی، امنیتی، مدنیتی، فرهنگی و حتی مذهبی برای کوچنده‌بودن عشایر وجود ندارد. هیچ لزومی ندارد که قشری را در آن حالت نگه داریم. 

- پس شما مخالف کوچ عشایر هستید؟

مخالف کوچ نیستم ولی اجبار طبیعت، اجتماع و مسیر کلی جامعه بشری به سمتی پیش می‌رود که عشایر به سمت یک‌جا‌نشینی گرایش پیدا می‌کنند  و نیازی نسیت که تشویق‌شان کنیم. 

- ولی وجود جامعه عشایری برای جامعه لازم است مثلا صنعت فرش و گلیم وابسته به جامعه عشایری است.

با یک‌جانشینی عشایر مشکلی برای صنایع‌دستی پیش نمی‌آید چرا که قرار نیست با یک‌جانشینی دامداری از بین برود. از طرفی عشایر به صنایع‌دستی به عنوان یک منبع درآمد نگاه می‌کنند و باید سعی شود علاوه بر جنبه اقتصادی با دید هنری هم به موضوع نگاه شود مخصوصا در رابطه با گلیم.

- چه نقدی به حمایت دولت‌ها از عشایر دارید؟

خیلی از دولتمردان هیچ دیدگاهی از زندگی عشایری ندارند و در طول عمرشان در یک چادر عشایری نرفته‌اند که حتی یک چایی بخورند. نمی‌شود وزیری یا دولتمردی را که هیچ درک و دیدگاهی از زندگی عشایری ندارد، برای گرفتن بودجه و امکانات برای ساخت آبشخور در یک منطقه دورافتاده مجاب کرد. 

- با این روال پیش‌رو آینده زندگی عشایری، نه صرفا کوچنده را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

اگر امکانات در اختیارشان قرار گیرد تبدیل به روستاهایی با بُن‌مایه عشایری می‌شوند همانطور که شهرهایی مثل سیرجان تبدیل به «ایل‌شهر» شده‌اند.

- منظور از ایل‌شهر چیست؟

اگر لیستی از ساکنان شهر سیرجان را در بیاورید، بالای 95 درصد این لیست فامیل‌های‌شان منطبق با فامیل‌های عشایر اطراف سیرجان است که مفهومش این است که سیرجان یک« ایل‌شهر» حاصل یک‌جا‌نشینی عشایر و یا سرریز جمعیت عشایری بوده که می‌خواستند دست از عشایری بکشند و در سیرجان به عنوان یک کانون جمعیتی مستقر شده‌اند.

- اگر امکانات در اختیارشان قرار نگیرد چه می‌شود؟

به روستاهای بدون حساب‌وکتاب و بی‌برنامه تبدیل می‌شوند. حتی برای ساخت‌و‌سازها هم باید برنامه‌ریزی شود چرا که در غیر این‌صورت با مشکلی که مناطق فرسوده شهری با آن روبه‌رو هستند برخورد می‌کنیم که در کوچه‌ها حتی یک موتور هم نمی‌تواند عبور کند.