دکترها، مهندس‌ها و دیگران...

- عصرایران: کافی است اخبار مربوط به مشکلات رکود اقتصادی، خشکسالی و کم‌آبی، تصادفات جاده‌ای و ... را به کناری بگذاریم، آنگاه چشم‌مان به روی معضل نه چندان دیرینه ای به نام «بیکاری فارغ التحصیلان» مراکز آموزش عالی روشن خواهد شد.

آمارها می‌گوید که در حال حاضر بیش از یک میلیون جوان تحصیل‌کرده و دارای مدرک دانشگاهی بیکار هستند که بیشتر آنان در رشته‌هایی مانند علوم کامپیوتر، محیط زیست، هنر، علوم معماری، عمران و کشاورزی و جنگلداری مدرک فارغ‌التحصیلی دارند. روشن است که توسعه کیفی و کمی آموزش عالی در کشور باید در چارچوب استراتژی توسعه کلان آن تببین و سازماندهی شود. اگر کشوری صنایع فولاد یا نساجی ورشکسته دارد، چه لزومی دارد که دانشگاه‌هایش در این بخش متخصص تربیت کنند؟ یا اگر کشوری به دلیل خشکسالی و کمبود شدید آب نمی‌تواند کشاورزی و دامپروری را در ابعاد بزرگ‌تر ادامه دهد، چه لزومی دارد متخصص کشاورزی - آن هم با دانش قدیمی- تربیت کند؟ از سوی دیگر به دلیل عدم توجه برخی مسئولان کشور به مبحث توسعه همه‌جانبه، در سه دهه اخیر مراکز آموزش عالی به طرز غیرمنطقی گسترش کمّی پیدا کرده‌اند و گویا در حال حاضر بیش از 2300 مرکز آموزشی در حال فعالیت هستند. بدیهی است که تأمین هیأت علمی با تجربه، تجهیزات آزمایشگاهی، امکانات کارگاهی و فضای آموزشی برای این تعداد بسیار مشکل است و اصولا معلوم نیست که با چه معیار و منطقی مسئولان تصمیم گرفته‌اند مدام به تعداد مراکز به اصطلاح آموزش عالی بیفزایند؟ نتیجه این اقدام شتابزده و احساسی همان افت فاحش کیفیت آموزشی خواهد بود. بی‌دلیل نیست که همین الان کشور ما با خیل وسیعی از فارغ‌التحصیلانی مواجه شده که فاقد مهارت‌های لازم هستند و حداقل استانداردهای مورد پذیرش دانشگاه های معتبر جهان در آن رعایت نمی‌شود. بیشتر مراکز آموزش عالی تبدیل شده اند به مرکز صدور مدرک لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری. جالب‌تر اینکه برخی مسؤولان وزارت علوم اعلام کرده اند که ده‌ها هزار صندلی خالی در دانشگاه‌ها وجود دارد و حتی آگهی‌هایی در روزنامه‌ها منتشر شد که با پرداخت پول و شهریه دانشگاه و بدون کنکور وارد شوید! 

باید خطاب به مسئولان و دلسوزان آینده ایران گفت: بهتر است جلوی فاجعه را همین امروز بگیرید، مگر می‌شود در کشوری که هنوز نتوانسته سیستم آموزش‌و‌پرورش نخ‌نما‌شده خود را به روز کند و به جز چند دانشگاه انگشت‌شمار، بقیه مراکز آموزش عالی صدها هزار جوان مدرک‌دار بدون مهارت روانه جامعه می‌کند، بیش از 70 هزار دانشجوی دوره دکتری داشت؟! واقعاً با کدام امکانات؟ با کدام هیأت علمی و استاد؟

چه افتخاری دارد که هزاران مدرک‌دار دکتر را روانه جامعه کنیم که حتی نتوانند نیم ساعت سخنرانی علمی به زبان انگلیسی یا حتی فارسی بدون نوشته انجام دهند؟ 

چه افتخاری دارد که هزاران مدرک‌دار به اصطلاح مهندس را تحویل جامعه دهیم در صورتی که از طراحی، محاسبه و نظارت به نقشه و اجرای یک ساختمان پنج طبقه یا یک پل و یا طراحی یک مدار عاجزند؟